همین حالا در   کاریزما   ثبت نام   کنید

زوایای پنهانِ یارانه‌های پنهان!

تاریخ انتشار : 1401/2/31 11:03:54 تعداد بازدید : 240 زمان مطالعه دقیقه

نویسنده : گلشن بابادی

در حالی که پس از سال‌ها دولت تصمیم به حذف ارز ترجیحی و اصلاح نظام پرداخت یارانه‌های پنهان گرفته است شاهد آن هستیم که قیمت کالاهای اساسی که نه تنها در سال‌های اخیر و همزمان با تخصص ارز ترجیحی، افزایش چند برابری پیدا کرده بود مجددا چندین برابر رشد را تجربه کند بلکه نحو پرداخت یارانه نیز تغییراتی داشته است که همه و همه می‌تواند به افزایش بیش از پیش تورم دامن بزند.با حذف ارز ترجیحی که از سال 97 تاکنون به واردکنندگان اعطا می‌شد، دولت منابع تخصیص این ارز را مستقیم به مردم پرداخت خواهد کرد. اصلاح یارانه‌های پنهان و پرداخت یارانه جدید که برای سه دهک اول با مبلغ ۴۰۰ هزار تومان و دهک بین چهارم تا نهم با مبلغ ۳۰۰ هزار تومان در نظر گرفته شده است توجه را به این مساله جلب می‌کند که حدودا 90 درصد جمعیت کشور نیازمند یارانه و حمایت‌های دولتی هستند. در گفت‌وگو با مرتضی افقه اقتصاددان و استاد دانشگاه در نظر داریم ماهیت اعطای یارانه توسط دولت‌ها به مردم را بررسی کرده و اثرات تخصیص یارانه به بخش اعظم جمعیت کشور، حذف ارز ترجیحی و اصلاح نظام پرداخت یارانه‌های پنهان را بر کلیت اقتصاد بررسی کنیم:

 

اعلام این خبر که 70 میلیون نفر از مردم مشمول دریافت یارانه هستند، چه پیامی را به شما اقتصاددان‌ها مخابره می‌کند؟

اعلام این خبر که بیش از 70 میلیون نفر از مردم مشمول دریافت یارانه هستند و با توجه به این که این رقم نسبت به جمعیت حدودا 80 میلیون نفری کشور رقم بسیار بالایی است نشان می‌دهد حدود 90درصد جمعیت کشور یارانه‌بگیر هستند. این مساله نشان دهنده آن است که یک بخشی از اداره کشور دچار مشکل است و این مساله نشان از یک خلا در نظام اقتصادی دارد. در ادبیات اقتصادی، یارانه فقط و فقط به آن دسته از افرادی که نیازمند هستند پرداخت می‌شود که این گروه نیز شامل دو طیف می‌شود، یکی گروهی که به طور کلی قادر به کار نیستند(به دلایل مشکلات جسمی و ذهنی و غیره) و دیگری گروهی که شاغل هستند اما درآمد این دسته از افراد کم بوده  و نمی‌توانند حداقل‌های لازم را برای ادامه زندگی خود تامین کنند بنابراین یارانه فقط برای افراد نیازمند تخصیص داده می‌شود و در یک جامعه نرمال این بخش جمعیت کمی را شامل می‌شود.

از سوی دیگر منبع تامین یارانه باید مالیات باشد در اقتصاد یارانه مساوی است با مالیات، اما اگر بنا باشد که یارانه از پول نفت به مردم داده شود این هم به نوبه خود نوعی خیانت و بی‌اعتنایی به ثروت ملی و تامین سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌هایی است که هم نسل امروز و هم نسل‌های آینده از آن استفاده کنند.یارانه باید از محل مالیات ثروتمندان تامین شود.در حال حاضر بخشی از منبع این مالیات از افزایش شدید قیمت‌ها ناشی است یعنی بخش قابل توجهی از این یارانه‌ها را دولت از جیب مردم تامین و مجددا به خودشان برمی‌گرداند که این مساله منطقی نیست.

تناسب یارانه و مالیات را در اقتصاد ما چگونه می‌بینید؟

به طور کلی تمایل اقتصاد این است که میزان کمتری یارانه پرداخت کند همانطور که سعی می‌کند حداقل ممکن مالیات را نیز اخذ کند اما این میزان یارانه‌ای که ما در حال حاضر در کشور می‌دهیم دوام‌آور نیست و وقتی حدودا 90 درصد جمعیت یارانه‌بگیر باشند این مساله نشان می‌دهد که اگر تولیدی در کشور صورت گیرد حدودا 90درصد از تولید صورت گرفته را باید به شکل رایگان در اختیار عده‌ای قرار دهیم این در حالی است که روند طبیعی این است که سرمایه‌گذاری باید انجام شود و تولید افزایش پیدا کند و از قبل آن افزایش تولید و درآمد افرادی که قادر به کار کردن نیستند مالیاتی اخذ شود که بخشی از آن مالیات صرف پرداخت یارانه و کسانی شود که قادر به کار نیستند بنابراین این میزان پرداخت یارانه قطعا در طولانی‌مدت دوام نخواهد داشت آن هم در شرایطی که کشور تحت تاثیر تحریم‌ها است و پول حاصل از فروش نفت نیز به راحتی به کشور باز نمی‌گردد.

با این حال سوال این است که این میزان پرداخت یارانه به مردم، چه تاثیری بر قیمت‌ها خواهد داشت؟

طبیعی است به این دلیل که این یارانه به شکل نقدی به مردم تعلق می‎گیرد قطعا بر افزایش قیمت کالاهای دیگری که ممکن است افراد با این پول بخرند تاثیرگذار است اما تصور تصمیم‌گیران این است که این پول تنها به خرید کالاهایی تعلق می‌گیرد که قیمتشان آزاد شده است تا جبران قیمت خریدشان شود ولی الزاما  چنین نیست و افراد ممکن است که یارانه دریافتی را صرف خرید محصولاتی کنند که تولیدشان در کشور افزایش پیدا نکرده و موجب افزایش تورم خواهد شد در مجموع تا زمانی که توجه جدی به اشتغال نشود و افرایش تولید واقعی صورت نگرفته و تغییر ساختارها صورت نگیرد مشکلات حل نخواهد شد، حتی اگر تحریم‌ها نیز برداشته شود ولی موانع ساختاری موجود برطرف نشود باز هم کشور به صادارت نفت وابسته خواهد ماند و در مقابل تحریم‌ها آسیب‌پذیر خواهیم بود اگر در کوتاه‌مدت تحریم‌ها برداشته نشود بعید است که شرایط اقتصادی رو به بهبود برود بلکه رو به وخامت بیشتری خواهد گذاشت شاخص‌های اقتصادی، تورم، بیکاری بیش از پیش وضعیت اسف‌باری پیدا خواهند کرد.

اگر دولت این افزایش را در یارانه اعمال نمی‌کرد چه اقدام دیگری را باید برای کمک به اقشار آسیب‌پذیر جامعه جایگزین این روش می‎کرد؟

در شرایط فعلی که کشور به جایی رسیده است که بیش از 70 میلیون یارانه‌بگیر دارد و بخش اعظم جامعه به کمک دولت محتاج هستند به نظر راه دیگری برای کمک به اقشار آسیب‌پذیر جامعه وجود نداشته است.به نظر می‌رسد در حال حاضر شرایط ما از شرایطی که کشور در دوران جنگ تحمیلی تجربه کرد نیز سخت‌تر شده است.هیچ گریزی وجود ندارد چرا که تجربه در سایر جوامع و کشورها نیز نشان داده است زمانی که بخش اعظمی از جامعه به زیر خط فقر سقوط می‌کند، دولت وظیفه دارد تا از آن‌ها حمایت کند.روش‌های مرسوم نیز جیره‌بندی کالاها، کوپن و پرداخت یارانه به همین شکل که در کشور نیز شاهد هستیم است.در واقع راه دیگری برای دولت وجود نداشت و پرداخت یارانه نقدی تنها راه موجود بود.

اثرات حذف ارز ترجیحی را بر کلیت اقتصاد چه می‌دانید؟

دو دلیل عمده طرفداران حذف ارز ترجیحی را باید یکی بی‌تاثیر بودن اختصاص ارز ترجیحی به کالاهای اساسی دانست چرا که قیمت این کالاها حتی با تخصیص این ارز چندین برابر افزایش پیدا کرده است اما در حال حاضر که حذف ارز ترجیحی صورت گرفته است شاهد آن هستیم که قیمت کالاها تا شش برابر هم افزایش داشته است که این مساله نشان می‎دهد ارز ترجیحی به نوعی به هدف خود رسیده بود این مساله که گفته می‌شود اختصاص این ارز باعث فساد و رانت شده است نیز دلیل دیگر موافقان حذف ارز ترجیحی است به طور کلی ایجاد فساد و رانت دلیل مناسبی برای حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی  و به نوعی مجازات میلیون‌ها نفر به دلیل تخلف یک عده نیست لازم بود که به جای حذف ارز ترجیحی افرادی که چنین فسادی را رقم زده بودند و باعث ایجاد رانت می‌شدند مجازات کنند و راهکار دقیق‌تر و شفاف‌تری برای تخصیص ارز می‌یافتند.

راهکار کاربردی برای بهبود شرایط در حالی که اقتصاد با تبعات حذف ارز ترجیحی روبه رو شده است، چیست؟

راهکار واقعی و کاربردی حل تمامی این مسائل حمایت واقعی از تولید است با افزایش تولید قطعا شاهد افزایش اشتغال و توزیع درآمد خواهیم بود این راهکار اصلی و صحیح است و تمامی این سیاست‌های حمایتی متاثر از ناکارآمدی  تصمیماتی است که تا به حال اتخاذ شده است متاسفانه مشاهده نمی‌کنیم که دولت برنامه‌ای برای آینده اقتصاد پیاده کند تمامی وعده‌ها چه در زمان انتخابات و چه پس از آن تاکید بر فقرپروری و وعده پرداخت یارانه، کوپن و غیره بود اما یک راهکار صحیح و برنامه جامع و دقیق از سوی دولت در هیچ مقعطی(از زمان انتخابات تاکنون) در پیش گرفته نشد است. سیاست پرداخت یارانه یک سیاست انفعالی است که نباید طولانی‌مدت به کار گرفته شود با این حال این احتمال نیز وجود دارد که دولت در آینده منابع کافی برای پرداخت همین یارانه را نیز نداشته باشد.

refresh icon

اشتراک با دوستان